blogs templates for your blog persianblog persianweblog
به کلبه تنهای من خوش آمدید2؟

پنجاه راه بازی با اعصاب دیگران
 

1.
روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن


2.
سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی ها زود تر راه بیفتند


3.
وقتی میخواین برین دست به آب با صدای بلند به اطلاع همه برسونین


4.
وقتی از کسی آدرسی رو می پرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین


5.
کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنید


6.
همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنین


7.
جدول نیمه تموم دوستتون رو حل کنین


8.
روی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت حرکت کنین


9.
وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستند مرتب کانال رو عوض کنین


10.
از بستنی فروشی بخواین که اسم پنجاه و چهار نوع بستنی رو براتون بگه


11.
در یک جمع سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین


12.
به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین


13.
وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین


14.
وقتی با بچه ها بازی فکری می کنین سعی کنین از اونها ببرین


15.

موقع ناهارتوی یک جمع جزئیات تهوع وگلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین


16.
ایده های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین


17.
بوتیک چی رو وادار کنید شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچ کدوم جالب نیست و سریع خارج بشین


18.
شمع های کیک تولد دیگران رو فوت کنین


19.
اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین


20.
وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته


21.
صابون رو همیشه کف وان حموم جا بذارین


22.
روی ماشینتون بوقهای شیپوری نصب کنین


23.
وقتی دوستتون رو بعد ازیه مدت طولانی می بینین بگین چقدر پیر شده


24.
وقتی کسی در جمعی جوک تعریف می کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود


25.
چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری کنین


26.
بادکنک بچه ها رو بترکونین


27.
مرتب اشتباه لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بهش بخندین


28.
وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه میکنه بهش بگین موی بلند بیشتر بهش می یاد


29.
بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین


30.
کلید آپارتمان طبقه سیزدهم تون رو توی ماشین جا بذارین و وقتی به در آپارتمان رسیدین یادتون بیاد! ﴿این راه هم جنبه هایی از مازوخیسم در بر داره


31.
ایمیل های فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد کنین


32.
توی کنسرتهای موسیقی بزرگ و هنری ، بی موقع دست بزنین


33.
هر جایی که می تونین ، آدامس جویده شده تون رو جا بذارین! ﴿توی دستکش دوستتون بهتره


34.

حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین


35.
نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنین


36.
دوستتون که پاش توی گچه رو به فوتبال بازی کردن دعوت کنین


37.
عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین


38.
پیچهای کوک گیتار دوستتون رو که ۵ دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونین


39.
با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش که اونطرف خیابونه رو بپرسین


40.
شیشه های سس گوجه فرنگی و هات سس فلفل رو عوض کنین


41.
موقع عکس رسمی انداختن برای هر کس جلوتونه شاخ بذارین


42.
توی ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندقهای دهان بسته بذارین


43.
شونصد بار به دستگاه پیغام گیر تلفن دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسکه رو تعریف کنین


44.
توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشین


45.
توی جای کارت دستگاههای عابر بانک چوب کبریت فرو کنین


46.
جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل ها رو عوض کنین


47.
یکی از پایه های صندلی معلم یا استادتون رو لق کنین


48.
توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین که هر چی شعر بلده بخونه


49.
چراغ توالتی که مشتری داره و کلید چراغش بیرونه رو خاموش کنین


50.
ورقهای جزوه ء ۳۰۰ صفحه ای دوستتون که ازش گرفتین زیراکس کنین رو قاطی پاتی بذارین ، یه بر هم بزنین ، بعد بهش پس بدین

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٧

 
 

نه اسمش عشق است

نه علاقه

نه حتی عادت

حماقت محض است

دلتنگ کسی باشی که دلش با تو نیست

ـ

موافقی که باید بدجنس باشی تا عاشقت باشن؟

خیانت کنی تا دیوونه ات باشن؟

دروغ بگی تا همیشه تو فکرت باشن؟

اگه ساده باشی اگه یک رنگ باشی اگه با وفا باشی همیشه تنهایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

قبل از اینکه به کسی بگویی دوست دارم

خوب فکراتو بکن

چون شاید چراغی در دلش روشن میکنی

خاموش کردنش...

به خاموش شدن او بیانجامد...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

نیا باران!

زمین جای قشنگی نیست

من از اهل زمینم

خوب میدانم که گل در عقد زنبور است

ولی از یک طرف

پروانه را هم دوست میدارد

نیا باران؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

 

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٧

 
 

دیگر نمی گویم گشتم نبود نگرد نیست.

                    صادقانه می گویم گشتم بود اما...

                                                            مال من نبود..!

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٧

هیچ کس ناراحت نشه . . .
 

آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است ؟
از کودکی شروع میکنیم :

 

در کودکی:

 

پسرها هر وقت شیطنت میکردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش میکرد
دخترها هر وقت شیطنت میکردند یک ضربه فانتزی کوچولو روی دستشان میخورد.
خودتان قضاوت کنید : کدام ضربه درد بیشتری دارد؟

روزهای جمعه که مدرسه ها تعطیل بود :

 

پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودند.
دخترها کنار عروسک هایشان لالا میکردند.

هنگامی که کارنامه ها را به دست والدین محترم میدادند :

 

پسرها شدیداً بخاطر نمرات پایین سرکوفت می خوردند و البته گاهی هم ممنوع شدن از مشاهده کارتون.
دخترها هیچی نمیشدند . چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان آور خانه هم نخواهند بود.

هنگامی که پدر خانواده شب به منزل می آمد :

 

پسرها فرار میکردند و یه گوشه ای میخزیدند تا چغولی های مادر ، کار دستشان ندهد.
دخترها به بغل پدر میپریدند و چپ و راست قربون صدقه میشنویدند.

روز اول مهر ماه که مدرسه ها باز میشد :

 

پسرهای عزیز کله هایشان را با نمره ۴ میزدند و مزین به لغت نامانوس کچل میشدند.
دخترها فقط به پسرها میگفتند : چطوری کچل ؟

در ۱۸ سالگی :

 

پسرها تمام اضطراب و دلهره شان این است که دانشگاه قبول شوند و سربازی نروند و ۲ سال از زندگیشان هدر نرود.
دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است .

در دانشگاه :

 

پسرها همان روز اول عاشق میشوند و گند میزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط میشوند.
دخترها فقط در بوفه مینشینند و به پسرهایی که زیر چشمی به آنها نگاه میکنند افاده میفروشند

در هنگام نمره گرفتن :

 

پسرها خودشان را میکشتند تا ۹٫۵ آنها ۱۰ شود و باز هم استاد قبول نکرده و در آخر می افتند.
دخترها فقط پیش استاد میروند و یک لبخند میزنند و نمره ۴٫۵ آنها به ۱۷ تبدیل میشود.


در مخ زدن :

 

پسرها باید دلقک بازی در بیاورند تا طرف تازه بفهمد که وجود دارند ، دو ساعت منت بکشند تا طرف تلفن را بگیرد ، هفته ها برنامه ریزی کنند تا طرف قرار بگذارد ، ساعت ها باید خالی ببندند تا طرف خوشش بیاید و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردی دیده شده است که سالها در هوای دلگرفته پاییز پیپ بکشند و قهوه بنوشند و هی آه بکشند .
دخترها فقط کافی است که یه لبخند بزنند و چشم ها را نازک کرده ، لبها را غنچه و سری به سمت موافق تکان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط میگویند فدای سرم.

هنگام خواستگاری :

 

پسرها باید خانه ، ماشین ، شغل مناسب ، مدرک دهن پر کن ، قد رشید ، هیکل خوش فرم ، خوشتیپ و هزارتا کوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقیت ها و اخلاق خوب و …. برای عروس خانم بگن و احتمالا انگشتری برای نشون کردن در دست سرکار علیه عروس خانم بکنند.
دخترها فقط کافی است بنشینند و لام تا کام حرف نزنند

هنگام ازدواج :

 

پسرها باید شیربها ، مهریه ، خرید عروسی ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و … را از سر قبر پدرشون تهیه کنند.
دخترها فقط باید جهیزیه بدهند که احتمالا به دلیل شروع خرید جهزیه از اوان کودکی همش بنجل شده و آقای داماد باید با تحمل هزارتا منت آنها را قبول کرده ، دور ریخته و یه سری جدید بخرد

هنگام زندگی عشقولانه دو نفره :


پسرها باید بگویند : چشم ، و البته اگر هم نگویند دو قطره اشک کنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن میکند.
دخترها هم باید دستور بدهند و دیگر هیچ.

کار کردن :

 

پسرها مثل سگ پا سوخته باید از صبح خروس خوان تا آخر شب کار کنند و همش تو فکر غرولند مدیر و قسط عقب افتاده بانک و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختی به خانه برسانند.
دختر ها فقط کافی است که کلید ماشین لباس شویی ، کلید ماشین ظرفشویی و کلید مایکرو فر را فشار دهند و در حالیکه ناخن هایشان را مانی کور میکنند با مادرشان در مورد رنگ موی دختر خاله جاری عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحلیل علمی داشته باشند.
...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٧

 
 

 نمیشه غصه ما رو یه لحظه تنها بـذاره

میشه این قافله ما رو توی ِ خواب جا بـذاره

من می خوام ، یه دست از آسمون بیاد

ما دو تـا رو ، ببره از اینجا و اون ور ِ ابرها بذاره

دلامون قرار گذاشتن همیشه با هم باشن

رو قـرارش نـکنه یهو دلـت پـا بــــذاره

دلم از اون دلـــای ِ قدیمیه ، از اون دلاست که ،

مـی خواد عاشق که شد ، پـا روی ِ دنیا بـذاره

یه پـا مجنون ِ دلم ، به شوق ِ لیلی که می خواد

بار و بـندیل و ببند ِ ، سـر به صحرا بذاره

بـی تو دنیا نـمی ارزه ، تو با من باش و بذار

همه ی دنیا منو همـیشه تنها بـذاره

من مـی خوام تـا آخر ِ دنیا تماشات بـکنم

اگـه ، زندگی بـرام چـشم تـماشا بـــذاره!

 

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢

 
 

به هر سو می روم مهرِ تو بینم

به هر دل می شوم عطرِ تو بویم

به هر جا می دوم نقشِ تو چینم

ولی جز تو سرابی من نبینم

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢

 
 

سر بذار روی قلبم بی قرار نمیدونی که بی تو چه حالی دارم

مهربون مثل ماه آسمون روی قلبم یک نشون از تو دارم

انتظار، بسه دیگه تنهام نذار تو که نیستی سخته بی تو بمونم

لحظه ها آروم آروم بی صدا میزنن اما هنوز از تو دورم

واسه نگاه تو امشب چه بی تابم

دلواپس و تنها و گریه میخوابم

دنیا واسم بی تو یه زندونه

هر کس تورو دیده دردمو میدونه

تو حضور بی کسی هام اگه گاهی پا بذاری

یه نفس مونده به آخر پا رو غصه ها بذاری

تویی که تا همیشه توی قلبم میمونی

تویی که بهتر از من این حالمو میدونی

 

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢

 
 

برای این دل خسته واسه تنهایی دستام

بیا برگرد یه کاری کن بدون تو چقدر تنهام

واسه این حال داغونم واسه تقویم بی فردام

شده حتی دروغی بگو میمونی تو دنیام

با یک لبخند بی احساس یا حتی با نگاه سرد

آرومم کن دوباره یه کاری کن بیا برگرد

به من حرفی بزن که باز تموم قلبم آشوبه

تو که حتی دروغاتم واسه این حال من خوبه

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢

 
 

نمیدونم میدونی دیوونتم مثل قدیم...

مثل اون لحظه که گفتی دیگه عشقو بلدی...

نمیدونم میدونی هنوز چقدر دوست دارم...

هنوزم اسمت میاد به یاد چشمات بیدارم...

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢

 
 

کاش از اول نبودی دلم برات تنگ نمی شد

اون نگاه من به اون نگاه تو بند نمی شد

کاش از اول نبودی چشمم به چشمت نمیخورد

اگه عاشقت نبودم این دل این طور نمی مرد

عشق پاکت رو سوزوندم، دیگه عشقت مال من نیست

گول حرفاتم که خوردم، تو دروغاتم قشنگ نیست

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢

 
 

مراقب قلب ها باشیم ، وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم  ، پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم  ، وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم  ، و همچنان تنها می مانیم ، هیچ چیز آسان تر از قلب نمی شکند...

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢

به سلامتی
 
به سلامتی همه عزیزان بزن زنگوووو
 
به سلامتی‌ اون دختری که وقتی‌ تو خیابون
یه لکسوز واسش بوق میزنه بازم سرشو

میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه 730 هم
داشته باشی‌... چرخ پراید عشقمم نیستی!!!
 
 
اگه ما بچه ها لیوان بشکنیم : ای دست و پا چلفتی
-اگه مامانه بشکنتش : قضا بلا بود
-اگه باباهه بشکنتش : این لیوان اینجا چیکار میکنه...

به سلامتی همه مامان باباها و بچه های چلفتی
 
  
 
به سلامتی همه ی اونایی که مارو همین جوری که هستیم
دوس دارن وگرنه بهتر از ما رو که همه دوس دارن
 
 
 
 آمریکایی ها تو فکر اینن که کی برن مریخ...

ما ایرانی ها نهایت فکرمون اینه که کی بریم تایلند !

سلامتی ماایرانیا
  
 
 سلامتی پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه
  
 
 یکی از ترس ناک ترین جملات دوران مدرسه ،این بود که :

"یه برگه از کیفتون بیارید بیرون"
به سلامتیه بچه مدرسه ای ها
 
   
 
 
 
 بسلامتی با ارزش ترین پول دنیا "تومن" چون هم تو هستی توش، هم من
 
 
 
     
 
 به سلامتی اونایی که اگه صد لایه ایزوگامشون هم بکنن بازم معرفت ازشون چیکه میکنه...
 
   
 
 سلامتی اونایی که دوسشون داریم و نمیفهمن ... آخرشم دق میدن مارو
   
 
 صلامتی همه کلاس اولی ها که تازه امروز امسال یاد میگیرن سلامتی درسته نه صلامتی!
   
 
 بسلامتیه اون پسری که خواست آدم بشه
ولی یه دختر اومد تو زندگیش و نذاشت . . .
همیشه پای یک زن در میان است !
   
 
 سلامتیه دوست نازنینی که گفت: قبر منو خیلی بزرگ بسازین.... چون یه دنیا ارزو با خودم به گور میبرم.....!
  
 
 به سلامتی کسی که بهش زنگ میزی.....خوابه....ولی واسه این که دلت رو نشکنه میگه:خوب شد زنگ زدی....باید بیدار میشدم.
  
 
 به سلامتی مهره های تخته نرد که تا وقتی رفیقشون تو حبس حریف به احترامش بازی نمی کنن
 
 
 به سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نذاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره
...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢

در حاشیه .
 

 با احمق بحث نکن و بگذار در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.

 با وقیح جدل نکن چون چیزی برای ازدست دادن ندارد و روحت را تباه می کند.

 ازحسود دوری کن چون حتی اگر دنیا را هم به اوتقدیم کنی باز هم از تو بیزار خواهدبود.

 تنهایی را به بودن درجمعی که به آن تعلق نداری ترجیح بده.

 درروزگاری که لبخند آدمها به شکست توست برخیزتا برای کسی بسوز که برای خاموش کردنت

      ازاشکش مایه بزاره.

 به چشمی اعتمادکن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد،به دلی دل بسپارکه جای خالی برایت

       داشته باشد ودستی رابپذیر که بازشدن را بهتر از مشت شدن بلد است.

 وفای شمع رانازم که بعدازسوختن به صدخاکستری دردامن پروانه میریزد

نه چون انسان که بعد ازرفتن همدم گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد.

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢

دلبری......
 

برای عشق تمنا کن ولی خار نشو

 برای عشق قبول کن ولی غرورتت را از دست نده

 برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو

 برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه

 برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن

..........................................................................................

نبودی بی تو پنهان گریه کردم

 تو را دیدم وخندان گریه کردم

برای اینکه اشکم را نبینی

  نشستم زیر باران گریه کردم

لطفاً نظر یادتون نره!!!

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٠

مهم نیست......))
 

مهم نیست فردا چی میشه  مهم اینه امروز دوستت دارم

مهم نیست فردا کجایی مهم اینه که هر جا باشی دوستت دارم

مهم نیست که تا ابد با هم باشیم مهم اینه که تا ابد دوستت دارم

مهم نیست که قسمت چیه

مهم اینه که قسمت شده دوستت داشته باشم...

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٠

محاکمه.....))
 

جلسه محاکمه عشق بود  و قاضی، عقل و عشق

 رو محکوم به تبعید به دورترین

 نقطه مغز یعنی فراموشی قلب کرده بود.

قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا مخالف با او بودند

قلب شروع به دفاع از عشق را کرد آهای چشم تو نبودی که هر روز آرزوی

 دیدن او را داشتی ...؟؟

آی گوش مگر تو نبودی که همیشه در آرزوی

  شنیدن صدایش بودی..؟؟

  و شما پاها...که همیشه آماده رفتن به سویش بودی!!


حالا چرا چنین با او می کنید؟؟؟؟؟؟

چرا با او مخالفید؟؟؟؟؟؟؟

اعضا، روی بر گرداندند و به نشان

  اعتراض جلسه را تر ک کردند و تنها عقل و قلب در جلسه ماندند.

عقل:، دیدی قلب همه از عشق بیزاره.!!

ولی من متحیر م که با وجودی عشق

  تو را بیشتر از همه آزرده 

 چرا هنوز از او حمایت می کنی؟!؟!؟

قلب نالید:  که من بدون وجود عشق دیگر نخواهم بود و

تنها تکه گوشتی هستم که لحظه قبل را تکرار می کنم

و فقط با وجود عشق می توانم یک قلب حقیقی باشم

پس همیشه از او حمایت میکنم. 
   
حتی اگر نابود شوم؟؟؟!!
  

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٠

بی وفایی....))
 

چرا اسمت رو بگم  ، وقتی اسمت منو از زندگی سیرم می کنه

چرا یادت بکنم  ، وقتی یادت منو اسیرم می کنه

وقتی قلبت واسه ی من سنگ صبور نیست چرا من در دامو بهت بگم

وقتی عشقت واسه من ارام جون نیست چرا من شعرامو بهت بگم

وقتی دلامون این قده از هم دیگه دور شده چرا ترکت نکنم

وقتی له کردی دلم رو زیر پات چرا اخمت نکنم

وقتی قلبم رو مثل شیشه شکستی چرا اسمت ر وبگم

وقتی عهدی که با من بستی شکستی چرا یادت بکنم

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٠

LOVE
 

بهاربیست                   www.bahar22.com 

بهاربیست                   www.bahar22.comچه زیباســــ ـ ـ ـــت بخاطر تو زیســــتن وبرای تو مانــــدنبهاربیست                   www.bahar22.com

بهاربیست                   www.bahar22.comوبه پای تو سوخـــ ـ ـ ــــتن بهاربیست                   www.bahar22.com

بهاربیست                   www.bahar22.comوچه تـــلخ وغــــم انگیز اســـــت دور از تو بـــــودنبهاربیست                   www.bahar22.com

بهاربیست                   www.bahar22.comبرای تو گریســـــ ـ ـ ــــتن وبه عشـــــق ودنیای تو نرســـــیدنبهاربیست                   www.bahar22.com

بهاربیست                   www.bahar22.comای کاش میدانســــــــتی بدون تو وبه دور از دســــــتهای مهربانتبهاربیست                   www.bahar22.com

بهاربیست                   www.bahar22.comزندگی چه ناشکیباســـــــتبهاربیست                   www.bahar22.com

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٠

قن
 

هر چه گویم عشق را شرح و بیان              چو به عشق آیم خجل باشم از آن

ای قناعت توانگرم گردان                          که ورای تو هیچ نعمتی نیست

 

 

 

کنج صبر اختیار لقمان است                     هر که را صبر نیست حکمت نیست

 

 

 

گر گزندت رسد زخلق مرنج                       که نه راحت رسد زخلق نه رنج

 

 

 

از خدا دان خلاف دشمن و دوست             که دل هر دو در تصرف اوست

 

 

 

خواهی که خدای بر تو بخشد                    با خلق خدای کن نکویی

 

 

 

همراه اگر شتاب کند در سفر تو نیست     دل بر کسی مبند دلبسته تو نیست

 

 

 

همراه اگر شتاب کند در سفر تو نیست دل بر کسی مبند دلبسته تو نیست

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٠

فراموشش می کردم
 

داشتم برای همیشه فراموشش می کردم که برگشت نمی دونستم باید خوشحال بشم

یا ناراحت اما می دونستم برگشتنش یه روزی آرزوم بود سریع تنه خستم و به آغوشه

گرمش سپردم خوشحال بود اما بوی موندن نمیدادبی اختیار اشک از چشمام سرازیر

شد به چشمایی که یه روزی میپرستیدم خیره شدم و گفتم بگو که  اومدی بمونی آروم

اشکام و از روی گونه ام پاک کرد و گفت اگه بخوای می مونمبی اختیار جلوی پاهاش

زانو زدم و گفتم بگو که دیگه تنهام نمی زاری جلوی پام نشست و جسمه بی جونم و

بغل کردو گفت همیشه پیشت می مونم..............................

اما هیف همه رویا بود انقد دیر برگشته بود که از من چیزی جز یه جسمه بی جون و

چشمی منتظر چیزی نمونده بود.....................................................................

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   چهارشنبه ۱۳٩٠/۸/٤

 
 

دل من دیگه تاب نداره . نمیگم فرهادم نمیگم مجنونم اما یه عاشقم ،نه ، یه دیوونه که گناهش دیدنه یه ماهه دیگه تو آسمون بوده. معشوقه من دنبال کی می گردی؟ دنبال چی می گردی ؟ آخه منم خدایی دارم . من اعتراف می کنم : تو پادشاه و من گدا من اسیرم تو زندان بان  من قطره و تو دریا . اما این انصافه. پادشاه گدا رو آزار میده. زندان بان اسیر رو شکنجه میده . دریا هم قطره رو در خودش حل می کنه . محض رضای خدا چرا اینقدر بی تفاوتی بی وفا. آره منو شکستی آره منو له کردی خودت هم نمیدونی. اما بدون کوه به کوه نمیرسه اما آدم به آدم شاید... خداکنه نرسه چون اون روز باز هم من .... باشه عشقم امیدوارم همیشه خوشبخت باشی گلم ....

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   چهارشنبه ۱۳٩٠/۸/٤

تلاش..
 

زند

 

 

 

 

 گی کردیم اما باختیم

 

 

 

 کاخ خود را روی دریا ساختیم

 لمس باید کرد این اندوه را

 با کمر باید کشید این کوه ‏را 

 زندگی را با همین غم ها خوش است 

با همین بیش و همین کم ها خوش است

 باختیم وهیچ شاکی ‏نیستیم

 بر زمین خوردیم،خاکی نیستیم

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   چهارشنبه ۱۳٩٠/۸/٤

 
 

آیا نظم  هستش یا بی نظمی ؟

چه کسی  میداند...

  دیدن من برای تو  چه تکرار تلخیست

 تپیدن قلب من  برای تو. چه تکرار زیبایست

 روز مرگی های تو. 

و یا رویا های شیرین  من

یاشیرین رویا های من؟..

. و چه کسی میداند

تکرار  روز های بی تو برای من چیست.

دائم در خیال شیرین تو ام.

هر روز بی تو میخوابم..

تکرار  تکرار تکرار

تکرار مرده ای در روی تخت قصار خانه..

هر روز  آب سردو  جسدی سرد و برهنه

 آیا این تکرار است یا نظم...

روزها  در فکر تو هستم..

شب ها تکرار رویای شنیدن صدایت

درخیالم دستم را دراز میکنم تا حس کنم

انگشتان دستم برحباب خیالت میخورد و

 همه چیز هیچ میشود

و باز  هیچ تکرار میشود .

چه کسی می داند ..

شاید من هم برای تو تکرار باشم

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   چهارشنبه ۱۳٩٠/۸/٤

تنهایی
 

 

هیچکس ویرانیم را حس نکرد

وسعت حیرانیم را حس نکرد

در میان خنده های تلخ من

گریه پنهانیم را حس نکرد

در هجوم لحظه های بی کسی

دیده بارانیم را حس نکرد

آنکه با آغاز من مونس بود

لحظه های پایانیم را حس نکرد

 

 

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   چهارشنبه ۱۳٩٠/۸/٤

سمانه من..
 

تو را که دارم دنیا مال من است
دیگر آرزویی ندارم ، همان یک آرزوی من ، همیشه با تو بودن است
صدای تپشهای قلبم ، هنوز باور ندارم که عاشقم
هنوز باور ندارم که بدون تو هیچم
اگر تو نباشی ...
آری عزیزم ... میمیرم
تو را که دارم ، عشق را با تمام وجود حس میکنم
لطافت عشق را لمس میکنم ، برای چند لحظه نفس را در سینه حبس میکنم
و یک نفس فریاد میزنم عشق من دوستت دارم
نمیدانم باور کرده ای که تنها تو را دارم 
باز هم میگویم عزیزم ، تو آنقدر خوبی که من لیاقت تو را ندارم
درهای قلبم را بر روی همه بسته ام
هنوز در شور و شوق این عشق به حقیقت پیوسته ام
وقتی که فکر میکنم که با توام 
نه معنی تنهایی را میدانم و نه حس میکنم که خسته ام
اینک که دارم برایت از احساسم نسبت به تو مینویسم
میدانم لحظه ای که آن را برایت میخوانم تو با شنیدن این احساس اشک میریزی
پس همین حالا خواهش قلبم را بپذیر و اشک نریز ،
اینها همه حرف دلم بود عزیز
من که گفتم اشک نریز ، پس چرا اینک چشمهایت شده خیس؟
قطره های اشکت بر روی قلبم ریخته
قلبم با تمام وجود طعم شیرین عشق را با تو چشیده
نمیدانی چقدر خاطر تو برایم عزیزه
تا به حال یار وفاداری را مانند تو ندیده
تو را که دارم دنیا مال من است،
دیگر آرزویی ندارم چون همان یک آرزویم که تو بودی به حقیقت پیوسته است

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۳

 
 

می دانی بهترین روز زندگیم کی می تواند باشد ؟

 

روزی که تو در میان ناباوری هایم می آیی

 

و دستم را می گیری ...

 

و آرام زمزمه می کنی :

 

♥ دوستت دارم ♥

و خواهی گفت که برای همیشه آمده ای ...

 

آمده ای تا بمانی ...

 

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۳

سمانه عشق بی مثالم
 

بغلم کن عشق خوبم بذار حس کنم تنتو...

از حرارتت بمیرم بگیرم عطر تنتو...

واسه من آغوش گرمت تنها جای امن دنیاست...

ساز آشنای قلبت خوشترین آهنگ دنیاست...

منو که بغل بگیری گم میشم تو شهر رویا...

بند میاد نفس تو سینم مثل مجنون پیش لیلا...

به تو شفاف و برهنه دل سپردم بی محابا...

بغلم کن تا نمیرم بی تو، تو دستای سرما...

مثل دامن فرشته شب ما قدیس و پاکه...

حتی ماه به حرمت ما، عاشقونه تر می تابه...

بغلم کن عشق خوبم بذار آرامش بگیرم...

سر بذارم روی شونت با نفسهات خو بگیرم...

جز سرانگشتهای گرمت تن من عشقی ندیده...

دست بکش رو گونه ی من٬ منو خواب کن تا سپیده...

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۳

خدایا مرا به وصال سمانم برسان...
 

گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟

گفتم: خدایا دلم را ربودند  گفت: پیش از من؟

گفتم: خدایا چقدر دوری    گفت: تو یا من؟

گفتم: خدایا تنها ترینم       گفت: پس من؟

گفتم: خدایا کمک خواستم  گفت: از غیر من؟

گفتم: خدایا دوستت دارم   گفت: بیش از من؟

گفتم خدایا عشق من در انتظارست مرا به او برسان

گفت:چشم تو را به وصال یارت خواهم رساند

 

خدایا دوستت دارم که منو به سمانم می رسونی..

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۳

تقدیم به تنها گلی که هیچ وقت پژمرده نمی شود
 

میخوام از ثانیه ها گذر کنم
واست از دقیقه ها پل بزنم
برم رو سقف قشنگ آسمون
واسه تو ، خونه رو ابرا بسازم

میخوام از هجوم غمها نخونم

میخوام از درد جداییها نگم
میخوام از فقط خود خودت بگم
من مجنون از توئه لیلی بگم

 

ای خدا یه عالم ، باهات حرف دارم
اونی که دوسش دارم ، بده به من
میخوام این شعرو برای اون بگم
خودمو با اجازه ، فداش کنم

 

تویی که اون بالایی ، آهای خدا
منم این پایین ، فقط کن یه نگاه
ای خدا عاشقم ، عاشقترین
اونیکه میخوام بده به من ، همین

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۳

 
 

خسته ام از این تنهایی.خسته شدم کسی نیست منو از این کویر نجات بده....!

خسته ام از اشک های شبانه و چشمک های ستاره ها

مهم نیست دیگه با نفس هایم چه می کنم. مهم نیست چه می شود.....

دنیا شیرینه وقتی کسی که دوستت داره کنارته ...آره

قلبم داره آرزو می کنه این زندگی تموم بشه!

دلم برای خودم تنگ شدهگریه

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/٢۸

 
 

دیگر مهم نیست خورشید بیاید یا باران ببارد...
دیگر مهم نیست من کجای صفحه ی زندگی مثل آدمکی بی جان جا به جا میشوم
چه اهمیتی دارد که خوب باشم یا بد...
زشت باشم یا زیبا ،اصلا باشم یا نباشم
مهم این است که تو نیستی
کاش بودی ،اگر بودی هوا بود،نفس بود،نور بود،زندگی بود...
حالا که نیستی جان نیست ،عشق نیست ،روح نیست،زندگی نیست...
کاش بودی..

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   شنبه ۱۳٩٠/٧/۱٦

 
 

چقدر حقیرند مردمانی که نه جرأت دوست داشتن دارند ، نه اراده‌ی دوست نداشتن ، نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن، با این حال مدام شعر عاشقانه می‌خوانند

عشق مرگ نیست زندگی است. سخت نیست عین سادگی است. عشق عاشقانه های باد وگندم است . اولین پناهگاه کودکی آخرین پناهگاه آدم است. زندگی زیباست حتی اگر کور باشی ؟ خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی؟ اما بی ارزش است اگرثانیه ای عاشق نباشی اگر می دانستی دل ترک خورده ی من با یاد چشمان بارانی ات شکسته تر می شود هیچ گاه به من پشت نمی کردی اگر می بینی کسی به روی تو لبخند نمی زند علت را در لبان فرو بسته خودت جستجو کن.

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   جمعه ۱۳٩٠/٧/۱٥

 
 

نمیدانم این متن را خواندی یا نه 

نمیدانم چه دیدی و چه گفتی در خلوت خودت

اما میدانم که باور نکردی .....

به رسم صداقت مرقومه ی فوق پاک نشد تا بدانی که شبی پیش چه گفتم و چه نوشتم

امیدوارم درک کنی و بدانی آن دل که سپردم به تو اش باز گشتی ندارد

مطلب پاک نشد تا دروغ نبینی .

تو لایق صداقتی پس ریا با تو هرگز

 تو عشق بودی و عشق هستی چه بخواهم چه نخواهم . زندگیم با بوی تنت جریان پیدا میکند و خون به رگم میجوشد . 

بی توهرگز ترانه ایست که هر شب در گرماگرم گریه بر لبانم جاریست و امشب میگویم آن توبه ی دیشب را شکستم

من توبه شکستم

من تورا رها نخواهم کرد و در نهانخانه ی جانم حتی اگر لایق ندانیم با شوق رسیدنت زندگی میکنم

شاید در عاشقی گرگ شده ام و توبه ی گرگ هم فقط مرگ است

اگر می خواهی که دیگر به دنبالت نباشم مرا بکش ای چشمه ی هستی بخش من . تا بوی تنت در ذهنم جاریست و پایی در کفش ، به دنبالت خواهم آمد

به قول شاعر گرانمایه

گر مرد رهی میان خون باید رفت

از پای فتاده سرنگون باید رفت

من سر نگون به دنبالت خواهم آمد عشق 

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/۱٤

نه این اشتباه من بود . تو دیرگاهیست که قصد رفتن داری
 

یاد آن روزهای پر خاطره زیر سقف آسمان را همان جا چال میکنم و میروم  روی آن پل عابر که قسم خوردیم تا ابد عاشق هم بمانیم و تا صبح به بودنت میگریم . یاد اولین نگاه، اولین لبخند ،  اولین آغوش ، اولین بوسه ، اولین ....  را به باد خواهم سپرد تا هر از گاهی از لای پنجره ی اتاقت صورت نرم و صافت را نوازش دهد تا بدانی روزی عاشقی بود و این نیز بگذشت  .......

 راستی یادگاری روی تنه ی پیر درخت که عاشقانه می گفت " ما همیشه عاشقیم " با باد خزان و اندوه زمستان شسته شد و این سرنوشت عشقی بود که اسطوره میپنداشتمش . 

 

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان ره نا پیداست  

اما پایان ما از آغازمان پیدا بود . از همان غروب دلگیر که گریستم ، گریستی

امشب از تو میگذرم نه مانند گذشته که هیچ وقت از تو نگذشتم

مرا ببخش ، شرافتم بیش از این اجازه گدایی عشق نمیدهد...!! 

خدا پشت و پناهت

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/۱٤

 
 

حس میکنم امشب خونه نیستی

البته جات تو این خونه محفوظه

کجایی سحر ؟ تو کجایی ؟

نمیدونم تا کی بتید صبر کرد . نمیدونم بالاخره کی این طلسمو میشکونیو میای جلو

حداقل یه سر به این وبلاگ بزن دلم خوش بشه

چقدر مطلب نوشتم ولی فقط0 تا نظر تو این وب داری

آه ای سحم کجای تو

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/۱٤

آه خدای بیداری های همیشگی...
 

باز تنهایم باز می لرزد پای دل باز لرزان است دست احساس باز خواب آلودست کودک اشتیاق ... باز کفشهای آهنین اراده ام تسلیم زنگار خستگی هاست باز افتاد جام بلور اتفاق ...و شکست ... باز من ماندم و راهی بی عبور چگونه قدم بگذارم بر تکه های شکسته ی دلم ...!

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/۱٤

 
 

<center><a href='http://night-skin.com/'><img src=' http://night-skin.com/blogcode/tasvir-zibasazi/upimg/uploads/1351076988.gif' border='0' alt='تصاویر زیباسازی نایت اسکین' /></a></center>دوست دارم

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/۱٤

 
 

به نظرمن بهترین شیوه خودکشی اینه که آدم

خودشو از یک ارتفاع خیلی بلند بندازه پایین .

چون حداقل برای یکبارهم که شده

میتونه قبل ازمرگش

پرواز رو تجربه کنه !

ولی باید یادش باشه که

پرواز رو به خاطر بسپاره

چراکه این مرتبه واقعاً پرنده رفتنیه !

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/۱٤

تنهای
 

گاهی آنقدر تنها میشوم  که چیزی راه نمیابد

به چشمانم جز اشک به دلم جز بی کسی

 

به دستانم جز خیسیو به پاهایم جز سستی

کاش زبانم هم توانایی فریاد کشیدن داشت

کاش...

کاش...

کاش..

 

 

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/۱٤

 
 

بـاز هـوای سـحــرم آرزوســــت

خـلـوت و مـژگـان تـرم آرزوسـت

شـکـوه ی غـربـت نـبـرم ایـن زمـان

دسـت تـــو و روی تـو ام آرزوســت

خـسـتـه ام از دیـدن ایـن شـوره زار

چـشـم شـقـایـق نـگـرم آرزوســـت

واقـعـه ی دیـــدن روی تـــــو را

ثـانـیـه ای بـیـشـتـرم آرزوسـت

جـلـوه ی ایـن مـاه نـکـو را بـبـیـن

رنـگ و رخ و روی تـو ام آرزوسـت

ایـن شـب قـدر اسـت کـه مـا بـا همیـم؟

مـن شـب قـــــدری دگــــرم آرزوســـت

حـسِّ تـو را مـی کنم ای جـان مـن

عـزلـت بـیـتـی دگــــرم آرزوســــت

خـانـه ی عـشـِاق مـهـاجـر کـجـاست؟

در سـفــــرت بـــال و پـرم آرزوســـت

حـسـرت دل بـارد از ایـن شـعـر مـن

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/۱٤

ویرانه
 

شبی مست ومستانه می گذشتم از ویرانه ای...!!

در سیاهی چشم مستم خیره شد بر خانه ای

نرم نرمک رفتم تا لب پنجره ای

صحنه ای دیدم دلم سوخت چون پر پروانه ای ...

پدری کور و فلج افتاده اندر گوشه ای

مادری مات وپریشان همچون دیوانه ای!...

پسرک از سوز سرما دندان به هم میفشارد

دختری مشغول عیش با مرد بیگانه ای

چون به شد فارغ از عیش ونوش آن مرد پلید...

دست اندر جیب برد وداد از ان همه پول درشت چند دانه ای

با خود خوردم قسم تا به بعد ازاین

نروم مست مستانه سوی هر ویرانه ای

که در این خانه دختری می فروشد

عفتش را بهر نان خانه ای

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/۱٤

شعر از دکتر شریعتی هستش که خیلی زیباست
 

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد


نمی خواهم بدانم


کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت


ولی بسیار مشتاقم


که از خاک گلویم سوتکی سازد


گلویم سوتکی باشد


بدست کودکی گستاخ و بازیگوش و او


یکریز و پی در پی


دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد


و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد


بدین سان بشکند در من


سکوت مرگبارم را ........   ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/۱٤

سحرمن
 

خندیدن یک نیایش است
اگر بتوانی بخندی اموخته ای که چگونه نیایش کنی.
هنگامی که هر سلول بدن تو بخندد هر بافت وجودت از شادی بلرزد
به ارامشی عظیم دست می یابی.
بگذار خندهات از ته دل باشد چنین خنده ای پدیده ای نادر است.
کسی می تواند بخندد که طنزامیزی و تمام بازی زندگی را می بیند.
کوتاه ترین راه برای گفتن دوستت دارم لبخند است.
شادی اگر تقسیم شود دوبرابر می شود.
غم اگر تقسیم شود نصف می شود.
همیشه با دیگران بخندیم و هرگز به دیگران نخندیم.
یادت باشه انسان های خندان و شاد به خداوند شبیه ترند.
کمی موسیقی گوش کن بخند برقص ( حتی به زور) انگاه بنشین و نظاره کن اثارشگرف همین حرکات به ظاهر اجباری را.
فراموش نکن همین لحظه را اگر گریه کنی یا بخندی بلاخره می گذرد امتحان کن.
بهشت یعنی شادی خنده سرور و شعف.
جای تاسف است ما برای شاد بودن بهانه ای می خواهیم ولی برای غمگین بودن نیاز به هیچ بهانه ای نداریم.
با شادی خدا را و ضیافت زندگی را تجلیل می کنیم.
سرور و شادی خدای درون فرد است که از اعماق او برخواسته و متجلی می شود.
شادی یکی از راه های تقرب به درگاه خداست.
ضرر نمی کنی از هم اکنون لبخند زدن را تجربه کن.
مطمئن باش همیشه یکی هست که عاشق لبخند تو باشه.
شاد باشید ....شاد شاد

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/۱٤

پشت پرچین نگاهت دل من جاماندست
 

درتب و  تاب و  هیاهو    و  تمنا ماندست   

                  روزها  میر و د و    ثا نیه ها    میگذرد 

                  دل من در  گذرلحظه  چه تنها ماندست 

                  کوچه را  پرسه   زنان  درپی تو میگردم   

                  هر کجا  میگذرم  یاد  تو  انجا  ماندست 

                  قاب عکست   که   به دیوار اتاقم زده ام

                  چشم خیسم به دوچشمت به تماشاماندست

                  راه  طولانی  و  مقصدچه بعیداست عزیز 

                  ردی از پای تو در کوچه ی ما جاماندست

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/۱٤

راه پر پیچ وخم چشمت که بارانی شدست
 

خط ترمزهای احساسم چه طولانی شدست

                          در خم مویت  چو حیران و پریشان میشوم 

                          بی اراده سینه ام دریای طوفانی شدست 

                          در نگاه مست تو  غرق  تماشا  میشوم 

                          وای از  این کار دلم انگار شیطانی شدست

                          این حقیقت را چراحاشاکنم جون قلب من

                          درحصارچشم تو عمریست زندانی شدست

                          امشب این قلبم  چرا برسیم  اخر می زند

                          عقل درجنگ است واحساسی که عرفانی شدست

                          بس که کشتم این همه احساس زیبا درخودم

                          کودک احساس بازیگوش من جانی شدست        

...
نویسنده : یاسر.م..د خانلو
 
+   پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/۱٤

به پرشین بلاگ خوش آمدید
 
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com ...
نویسنده : پرشین بلاگ
 
+   پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/۱٤

y>

دیکشنری آنلاین

دیکشنری آنلاین

>
کد نمایش آب و هوا کد نمایش آب و هوا